زين العابدين شيروانى

628

بستان السياحه ( فارسي )

و چهار ساعت در خلوت به عبادت يزدان و بندكى حضرت سبحان متوجّه كردد و هشت ساعت ديكر به كار و بار مملكت و امور رعيّت و مهام سلطنت و حكومت التفات كند چهل و نهم آنكه سالى دو مرتبه شيلان كشيده سران و سرداران و كلانتران و اشراف و اعيان و امراء و اركان دار الملك و سپاه و لشكر و رعيّت را اطعام كند و بعواطف خسروانه و بتشريفات شاهانه مخلّع و مشرّف كرداند پنجاهم آنكه فرمان دهد كه حبوب و غلّات بملك بيكانه نبرند و ما يحتاج رعيّت را از ولايت بيرون نكنند و بر ماكولات رعايا نقصان نرسانند اين بود پنجاه قاعده كه مذكور شد و هر حاكمى كه بر آنها عمل نمايد امورات آن بر وفق مراد باشد و السّلم على من اتّبع الهدى بهار و آن محتويست بر چهار كلذار كلذار اوّل در بيان تعبير خواب و تحقيق بعضى مراتب كه مناسب آنست پوشيده نماند كه راقم در بندر اسكدار شخصى را ملاقات نمود كه در فنّ تعبير يكانه و در تاويل وحيد زمانه بود روزى از آن عزيز سؤال نمود كه اكر از علم تعبير فصلى بيان نمائيد غايت لطف خواهد بود در جواب فرمود كه طايفه از متكلّمين مطلقا خواب را معتبر نمىدانند و آن را از اثر بخارات و خيالات مىشمارند و از جملهء اضغاث و احلام مىپندارند لهذا حكم بر بطلان مطلق خواب نموده‌اند و كفته‌اند مثلا اكر كسى در خواب مشاهده نمايد كه رسول خدا ( ص ) يا آنكه از ائمّهء هدى ( ع ) يكى بدان كس حكم فرمايد كه ترك يكى از شرايع اسلام مباح است و يا اقدام بر يكى از محرّمات حلال است بر اهل فطانت بطلان اين‌كونه خواب ظاهر است امّا اكثر محقّقين به شرايط خواب را معتبر دانسته‌اند و در تعبير آن كتب و رسايل نوشته‌اند و كفته‌اند كه خواب بر چهار قسم است اوّل خيالى دويّم غذائى سيّم آشفته چهارم حقيقى و بعضى كفته‌اند كه خواب بر سه كونه است اوّل بشارت خدا از براى مؤمن دويّم ترسانيدن شيطان مردم را سيّم خوابهاى پريشانست مردى است كه از حضرت امير ( ع ) پرسيدند چه سبب دارد كه مؤمن كاهى خواب مىبيند و چنان مىشود و كاهى اثر آن ظاهر نمىشود آن حضرت فرمود كه چون مؤمن بخواب مىرود روح او به آسمان حركت مىكند پس آنچه روح مؤمن مشاهده مىنمايد حقيقى است و اثر آن ظاهر مىشود و آنچه در زمين و هوا ملاحظه مىكند خواب پريشانست راوى عرض نمود كه آيا روح به آسمان مىرود هيچ در بدن باقى نمىماند آن حضرت فرمود كه اكر چنين باشد خواهد مُرد بلكه مثل آفتابست كه در آسمان است روشنى و شعاع او در زمين است همچنين روح مؤمن در بدنست و پرتوى از آن به آسمان حركت مىكند و مشاهده مىنمايد بدانكه در صحّت خواب شرائط بسيار و آداب بيشمار است و چون شرائط آن جمع كردد البتّه آن خواب صحيح باشد چنان كه تاويل خواب از معجزات حضرت يوسف بود و قوله تعالى وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ اكثر انبياء در خواب مأمور مىشدند و بدان عمل مىكردند چنان كه كلام اللّه از حال حضرت ابراهيم ( ع ) خبر مىدهد إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ تا آنجا كه قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ و دربارهء خاتم الانبياء ( ص ) فرموده لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ الى آخر آيه و مفسّرين در تفسير آيهء لَهُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا كفته‌اند كه مراد از كلمهء بشرى خواب مؤمنانست و ايضا از حضرت رسول ( ص ) مرويست كه ديدن خواب مرد مؤمن يك جزو است از چهل جزو پيغمبرى و معبّران كفته‌اند كه خواب از دو بيرون نيست يا مؤمن موحّد است يا كافر ملحد و آن بر شانزده وجه است اوّل خواب انبياء است اوصياء كه خواب ايشان به‌منزلهء وحى سماويست دويّم خواب اولياء و اصفياء و خواب ايشان تالى خواب اوصياء است سيّم خواب پادشاهان عادل است چهارم خواب قضاة است پنجم خواب فقهاء است ششم خواب علماء است هفتم خواب آزادكانست هشتم خواب بندكانست نهم خواب مردانست دهم خواب زنان است يازدهم خواب مستوران است دوازدهم خواب فاسقان است سيزدهم خواب توانكران است چهاردهم خواب محتاجانست پانزدهم خواب كودكان بالغ است شانزدهم خواب كودكان نابالغ است و خواب كودكان نابالغ ضعيف‌ترين خوابهاست و خواب مسلمانان قوىتر است از خواب كافران و خواب دانايان مؤثرتر است از خواب جاهلان و خواب مستوران خوب‌تر است از خواب فاسقان و خواب مردان بهتر است از خواب زنان